۱۳۸۳/۱٢/۱۱

 

من برگشتم:

سلام دوستان عزيز و محترم. من باز برگشتم. مدتی اين وبلاگ را حذف کردم و فقط با وبلاگ اريو برزن در خدمت شما سروران بودم كه فقط راجع به تاريخ سخن ميگفتم. در اين وبلاگ از همه چيز سخن ميگم. از عشق/ دوستي/ چت رووم ايرانيها / و غيره.... از شما عزيزان ميخوام من را ياری كنيد چون هر چه مينويسم برای انبساط خاطر شما عزيزان است.

اسمان شب:

قرص فروزان ماه با زيبايی سحر اميز خود را در اسمان نيلگون ميدرخشد و همچون چراغ دريايی كه از كنار امواج خروشان / دريای تاريك را با نور خود روشن سازد/ از دور ستارگان را در وادی بی پايان افلاك راهنمايی ميكند.ای اختر فروزنده اسمان ايا ميدانی هنگاميكه در گردش پايان ناپذير خود بر فراز كوها ميگذری و در بالای درياها راه می پيمايی / زمانيكه بر علفهای سبز بيابان نور پاشی ميكنی و با انوار سپيد خويش بر شاخه های درختان قبای سيمين می پوشاني/ چه عظمت و شكوهی اسمانی در خود نهفته داری و تا چه اندازه از ابهت و جلال خالق خويش حكايت ميكني؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ولی بگذار از تو بپرسم: برای چه زمانی سر از خواب بر ميداری كه موجودات جهان جمله سر بر بستر خواب نهاده و ديدگان خويش فرو بسته اند؟؟؟؟ برای چه هنگامی گردش اغاز ميكنی كه ساكنين زمين همه از حركت خسته شده و به اغوش استراحت پناه برده اند؟؟؟؟؟
ای ستاره درخشان اسمان كه ديدگان كوته بين بشر ترا جز به چشم اختری بی حاصل نمی بينند / تو بالاترين معمای جهان افرينش هستي! برای چه ديوانه وار در اين راه مرموز پيش ميروی و لحظه ای در سير دوار انگيز خويش بر جای نمی ايستي؟؟؟؟؟/
تنها گاهی از درون ويرانه ای كه دلی ستمديده در ان به نوميدی می تپد / چشمی بر روی تو خيره ميشود و قطره اشكی به اهستگی فرو ميچكد/ يا در كرانه دريايی كه در انجا ماهيگيری بينوا در انتظار صيد شب زنده داری ميكند/ ديداری بر چهره تو نظر ميدوزد و دلی دردمند از تو در خواست ميكند كه يك لحظه انوار سيمين خويش از او دريغ مداری و امواج كف الود دريا را در پيش نظرش روشن نمايي/ زيرا در فاصله ای دور از انجا در درون كلبه ای محقر كودكانی گرسنه در انتظار ديدار پدر ماهيگيرشان شب زنده داری ميكنند.
پايان قسمت اول................... منتظر نظرات شما عزيزان هستم.............شهباز
شهباز

[ سایه عشق و دلدادگی| آرشیو سایه عشق و دلدادگی | ایمیل ]

صفحه اصلی
آرشیو
تماس با نویسنده
:بازدیدها
:آمار وبلاگ


لینک دوستان