|
|
|
۱۳۸٧/٩/۳ الهی شکر.
الهی شکر. سلام دوستان خوب و عزیزم. قرار بود پنج شنبه گذشته جواب ازمایش مادرم را بگیریم . باور کنید هر دقیقه برایم ساعتی بود و دلهره و تشویش امانم را بریده بود . با وجودیکه سعی میکردم جلوی مادر خوبم صبور باشم و تشویش و نگرانیم را بروز ندهم ولی چشمانم که قرمز شده بود نگرانیم را به مادرم منتقل میکرد و او میفهمید که چه اندوهی در دل دارم و شانه هایم دیگر تحمل اینهمه درد را ندارد .
خدایا اگر بیماریم مهلک است زودتر مرا پیش خودت و شوهرم ببر / خدایا نگذار شهباز پسرم اینهمه زجر بکشه او به روی من نمیاره ولی داره داغون میشه / خدایا نکنه زمین گیر بشم و شهباز و دخترم را به زحمت بندازم اگر قراره بمیرم فقط زمینگیرم نکن. مامان خوبم داشت با خدا راز و نیاز میکرد و اشک میریخت و برای سلامتی من دعا میکرد و فکر خودش نبود و نگران من بود. پنج شنبه به ازمایشگاه رفتیم ولی جواب اماده نبود و موکول به شنبه شد. داشتم دیوانه میشدم با هزار درد و بدبختی به شنبه رسیدیم و جواب را تحویل گرفتیم هر کاری کردم در ازمایشگاه جواب را به من بدهند ندادند. تا عصر صبر کردیم و به دکتر رفتیم ولی دکتر نبود و گفتند یکشنبه میاید. داشتم قالب تهی میکردم و نگرانی و تشویش وجودم را گرفته بود. امروز یکشنبه بعد از ظهر به مطب دکتر رفتیم و ساعتی انتظار بالاخره دکتر امد و نوید داد که شکر خدا مسئله خاصی نیست و بیماری خطرناک نیست. اختیار خودم را نداشتم و از شوق بشدت گریستم یک هفته عذاب و ترس به سر امد و به لطف خدا مادرم ناخوشی ندارد نمیدونم با چه زبانی از شما دوستان به خصوص ( خانم گل یخ دوست خوب و همشهری محبوبم - یک قطره اشک که بابت روزه و نمازش خیلی از ایشان متشکرم و خانم ساحل ) تشکر کنم. ممنونم دوستان خوبم که تسلی خاطرم بودید ممنونم خانم گل یخ که تسلی خاطرم بودید و برای مادرم دعا کردید و به دوستان دیگر هم توصیه کردید. از شما ممنونم دوست خوبم یک قطره اشک بابت همه چی و ممنونم از محبتت. از شما ممنونم ساحل خانم عزیز و دیگر عزیزانم خدایا شکر میکنم که باز مادرم را بهم دادی و همچنین خدایا شکرت بابت این دوستان خوبم
|
صفحه اصلی آرشیو تماس با نویسنده :بازدیدها
|