۱۳۸٧/٩/٦

شیراز و افتاب جنگش

شیراز و افتاب جنگش

میدان دفاع مقدس (خاتون) شیراز

دروازه قرآن

باری، بیش از هر چیز نام شیراز که واژه ای پارسی است، بهترین گواه بر این باور است که برخلاف پندار پاره ای از جغرافی دانان مسلمان، تأسیس این شهر به قرن‌ها قبل از ورود اسلام به ایران باز می گردد، شیراز، هم اکنون نیز در محل تقاطع مهم‌ترین راه های ارتباطی شمال به جنوب و شرق به غرب کشور است و این موقعیت در ادوار قبل از اسلام شاخص تر بوده، چرا که در عهد هخامنشیان، شیراز بر سر راه شوش (پایتخت هخامنشی) به تخت جمشید و پاسارگاد بوده و در عهد ساسانیان راه ارتباطی شهرهای بسیار مهمی چون بیشابور و گور با استخر، از جلگه شیراز می گذشت. در نتیجه مسلم است که چنین محل حاصلخیز و خوش آب و هوایی که در تقاطع مسیرهای مهمی که برشمرده شد، قرار داشته، هرگز خالی از آبادی و سکنه نبوده است. وجود آثار قدیمی مانند قصر ابونصر در حوالی شیراز که قدمت آن به دوره اشکانیان می رسد و نقوش برجسته برم دلک، (در چندکیلومتری شرق قصر ابونصر) که از آثار دوره ساسانی (یا پیشدادیان) است و قلعه بزرگ بندر (فهندر، پهندر، قهندز، کهندژ) در سمت شرق تنگ سعدی و چند نقش برجسته در دهکده گویم در چهار فرسنگی شمال غرب شیراز و همچنین پیدا شدن سکه هایی در ضمن حفاری های قصر ابونصر، که بر آنها با خط پهلوی نام شیراز نقش بسته است، جملگی بر وجود شهر یا بلوکی به نام شیراز، در همین محل در دوران قبل از اسلام دلالت دارد.

علاوه بر آنچه گفته شد، کاوش های باستان شناسی در تخت جمشید، به سرپرستی کامرون در سال 1314 ه.ش، به پیدایش خشت نبشته هایی انجامید که بر روی چند فقره از آنها نام شیراز مشخص بود. بدین ترتیب می توان احتمال داد، این وادی که در عهد رونق تخت جمشید، آبادی کوچکی بیش نبوده است، بعد از انهدام پایتخت هخامنشیان، از نو ساخته شده است.

در اشعاری از شاهنامه فردوسی، نیز به مناسبت هایی از شیراز یاد شده، استخری در کتاب مسالک و ممالک که در نیمه اول قرن چهارم هجری تألیف شده است، راجع به آثار و بقایای فرهنگی قبل از اسلام، در شیراز می گوید:

شیراز قلعه ای به نام شاه موبد دارد. وی همچنین از دو آتشکده به نام های کارستان و هرمز در آن سرزمین یاد می کند.

باری در مجموع گفتار استخری که شیراز سیزده ناحیه (طسوج) دارد که در هر کدام از آنها قراء و کشتزارهایی موجود است که متصل به هم قرار گرفته اند. و نیز نظر ابن بلخی که در روزگار ملوک فرس، شیراز ناحیتی بود و حصاری چند بر زمین، می تواند روشنگر قدمت شیراز، به عنوان یک سرزمین مسکون و آباد باشد... . یکی از غذاهای خوشمزه شیرازی کلم پلو است. یکی دیگر از غذاهای معروف کوفته سبزی شیرازی است.

 شیراز تختگاه سلیمان

شیراز این شهر باستانی در طی گذشت ایام به القاب گوناگونی شهرت داشته و از آن جمله دارالملک، دارالعلم، ملک سلیمان و ... اما شاید مشهورترین و قدیمی ترین لقب شیراز همان ملک سلیمان است و بدین خاطر بر بسیاری از بناهای قدیمی شهر همچون عمارات باغ نظر، سردربازار مشیر، نارنجستان قوام و .... تصویرهایی از حضرت سلیمان نقش شده است که معمولاً وی را بر تختی نشسته و در وسط مجلس نشان می‌دهد و عده‌ای از وزرا و تعدادی از دیوها گوش به فرمان او در اطرفش ایستاده‌اند و تعدادی از حیوانات وحشی و اهلی نیز در بین گلها و درختان و بدور حضرت سلیمان ترسیم شده اند. همچنین در بعضی کتب نقل شده است که در حدود قرن هفتم هجری عده‌ای از عرفا و زهاد از بغداد به طرف شیراز حرکت کرده‌اند تا مسجد سلیمان را زیارت کنند و برای زیارت آن ثوابهای فراوانی قائل می شده اند.

عروس شیرازی.

 

ننه عروس میگه: دوماد جونیم اومد، ننه دوماد میگه: قاتل خونیم اومد.
عروس بدُ بذار زیر دیگ، خوب خوبش هم بُکن تو دیگ و بجوشون.
عروس با لباس سفید میره خونه شوهر، با لباس سفید هم برمیگرده.
عروس جوون باشه، آردت تو سُرمه دون باشه.
عروس تعریفو، شلخته از آب در اومد.
عروس عمه، طلوی تو پنبه. عروس خاله، آتیش تاله.
عروس رفت گل بیچینه، دیگه نیومد.
عروس که به ما رسید، شب کوتاه شد.
عروس بس که خوش پر و پاس ... لُو خزینم میشینه.
عروس نمیتونه برقصه، میگه زمین اتاق کجه.
عروس مُردنی رو گردن مادرشوهر نذارید.
عروس میاد وسمه بکشه، نه وصله بکشه.
عروسی که مادر شوهر نداره، همه اهل کوچه مادرشوهرشن.
عروسی که مادرش ازش تعریف کنه بری دائیش خوبه.

ننه عروس میگه: دوماد جونیم اومد، ننه دوماد میگه: قاتل خونیم اومد.
عروس بدُ بذار زیر دیگ، خوب خوبش هم بُکن تو دیگ و بجوشون.
عروس با لباس سفید میره خونه شوهر، با لباس سفید هم برمیگرده.
عروس جوون باشه، آردت تو سُرمه دون باشه.
عروس تعریفو، شلخته از آب در اومد.
عروس عمه، طلوی تو پنبه. عروس خاله، آتیش تاله.
عروس رفت گل بیچینه، دیگه نیومد.
عروس که به ما رسید، شب کوتاه شد.
عروس بس که خوش پر و پاس ... لُو خزینم میشینه.
عروس نمیتونه برقصه، میگه زمین اتاق کجه.
عروس مُردنی رو گردن مادرشوهر نذارید.
عروس میاد وسمه بکشه، نه وصله بکشه.
عروسی که مادر شوهر نداره، همه اهل کوچه مادرشوهرشن.
عروسی که مادرش ازش تعریف کنه بری دائیش خوبه.

از تو فامیل عروس بیارید. عروس و دوماد باید وصله یه شلوار باشن.
عروس کدبانو آب میریزه، گلاب ورمیداره.
خونه به آب و جارو بنده، عروس به چیش و ابرو.
هر عروس سیاه بختی تا چهل روز سفید بخته.
حالو شمو دو کلُوم هم از ننه عروس بشنو.

Şiraz Medrese

 

شهباز

[ سایه عشق و دلدادگی| آرشیو سایه عشق و دلدادگی | ایمیل ]

صفحه اصلی
آرشیو
تماس با نویسنده
:بازدیدها
:آمار وبلاگ


لینک دوستان