|
|
|
۱۳۸٧/٩/۱۳ حرفهایی که تو دلم تلنبار شده
حرفهایی که تو دلم تلنبار شده:
با پیاله ای اب کنار پنجره
یاد دورانی می کنم که سردی هوا وبرف و بوران هم جلودارم نبود همه ی انها ذوق دیدار تورا داشتند حال چه؟ حتی دلم که هنوز برایت دلتنگ است از دیدنت دوری می کند تو چه کردی با من نمی دانم هنوز اسیرم
|
صفحه اصلی آرشیو تماس با نویسنده :بازدیدها
|