|
|
|
۱۳۸۸/٥/۱٧ 21 مرداد سالروز اریو برزن و تولد خودم
٢١ امرداد سالروز اریو برزن و روز تولدم
آریو برزن یک فرمانده بزرگ مهینپرست ایران بود. کسی که در سال 330 پیش از میلاد در نبرد دربند پارس تا پای جان در برابر اسکندر مقدونی مبارزه کرد. گرچه این قهرمان فداکار ایران از جان خود گذشت اما امانتی را به تاریخ سپرد که تا ابد زنده خواهد ماند. او کوههای سر به فلک کشیده زاگرس را به گواهی گرفت که همواره به آیندگان یادآوری کنند که ایرانی چگونه میهنپرستی را معنا میکند. او و یارانش جان دادند تا بیاموزند دفاع از روح و نام و خاک و شرف این سرزمین را. آنان جان دادند تا جان ایران جاویدان ماند.
![]() آخرین جنگ در نبرد در بند پارس و جانباختن
بر پایه یادداشتهای روزانه کالیستنس (Callisthenes) مورخ رسمی اسکندر، در ماه اگوست سال 330 پیش ازمیلاد نیروهای این فاتح مقدونی در پیشروی به سوی "پرسپولیس" پایتخت آن زمان ایران، در یک منطقه کوهستانی صعب العبور (دربند پارس، تُکاب در کهگیلویه، این محل معبری بود که از پارس به شوش می رفت) با یک هنگ ارتش ایران (1000 تا 1200 نفر) به فرماندهی ژنرال آریو برزن رو به رو و متوقف شدند و این هنگ چندین روز مانع ادامه پیشروی ارتش دهها هزار نفری اسکندر شده بود که مصر، بابل و شوش را قبلا تصرف و در سه جنگ، داریوش سوم را شکست و فراری داده بود. اسکندر پس از تصرف شوش برای تسخیر پارسه سپاهیان خود را دو بخش کرد: بخشی بهفرماندهی «پارمن یونوس» از راه جلگه رامهرمز و بهبهان به سوی پارسه روان شد؛ و بخش دیگر به فرماندهی خوداسکندر با اسلحههای سبک راه کوهستان کهگیلویه را در پیش گرفتند. آن هنگامکه اسکندر بر تنگ تکاب وارد شد، سردار آریو برزن را پیش روی خود دید، گروهی دربالای تنگه با شمشیرهای آخته و گروهی بر فراز معبر سنگها و گروهی دیگر با فلاخن(سلاح پرتاب سنگ) و تیر و کمان بر انان فرود میآمدند. وقتیاسکندر به آنجا رسید حملات سختی کرد اما کاری ازپیش نبرد و سربازانش سپر را بر سر گذاشته و عقب نشینی کردند.در حالیکهاسکندر فکر میکرد بی هیچ تلفاتی ایستادگی آنجا را تسخیر میکند . . . عرصه بر اسکندر تنگ شدهبود و شکست را روبروی خود میدید. پس از 48 روز مبارزه، یکی از روسای طوایف ایرانی [برخی منابع وی را یک چوپان ایرانی اسیر شده و برخی وی را از اسیران غیرایرانی که قبلا به ایران رفت و آمد داشته معرفی کردهاند که آزادی خویش را با نشان دادن یک بیراهه (و در واقع با یک خیانت) با وی معاملهکرد] به کشور زادگاه خود خیانت کرد و اسکندر را از مسیر کوه به پشت خط سپاه آریو برزن راهنمایی نمود. اسکندر بدین طریق خود وسپاهیان را به پشت لشگر ایرانیان رسانید وآنانرا دور زد. این نکته نشان میدهد که چگونه اسکندر با خیانت برخی توانست در جنگ علیه ایرانیان به پیروزی برسد. [گویند اسکندر پس از پیروزی بر آریو برزن آن خائن را که راه را نمایانده بود به جرم خیانت اعدام کرد] با گذشت زمان کوتاهی پس از آنکه اسکندر به پشت سپاه آریو برزن رسید، قهرمان ایرانی از سه جهت مورد هجوم واقع شد. از شمال توسط فیلوتاس (Philotas)، از غرب توسط کراتروس(Craterus) و از شرق توسط خود اسکندر. بسیاری از ایرانیان قتل عام شدند. نقشه نبرد دربند پارس در دنباله نوشتار نشان داده شده است. ![]() آریو برزن و سپاه وفادارش شجاعانه علیه مهاجمان میجنگیدند، پس از چندی آریو برزن با 40 سوار و 5 هزار پیاده و وارد ساختن تلفات سنگین به دشمن، حلقه محاصره را شکست و برای یاری به پایتخت و نجات مردم آهنگ بازگشت به سوی پارسه (تخت جمشید یا پرسپولیس) را نمود، ولی سپاهیانی که پیشتر به دستور اسکندر از راه جلگه به طرف پارسه رفته بودند، پیش از رسیدن او به پایتخت، به پارسه دست یافته بودند. در میانه راه پارسه، این لشگر جلوی پیشروی سپاه ایران به فرماندهی آریو برزن را سد کردند ..... راه دیگری نبود، سردار پارسی نبرد راآغاز نمود جنگی سهمگین در گرفت. یوتاب خواهرآریو برزن و سردار داریوش سومدر جنگ با اسکندر، همراه و همگام با برادر خود پا به پاجنگید. یوتاب (به معنی درخشنده و بیمانند) که فرماندهی بخشی از سپاهیان برادر را برعهده داشت و در کوهها راه را بر اسکندر بست . آریو برزن دلاور از جان خود گذشته و به صفوف مقدونیهازد .... فرمانده دلیر آنقدر جنگیدتا خود و سربازانش شرافتمندانه یک به یک بر خاک افتادند.
آریوبرزن با وجود سرنگونی پایتخت و در حالی که سخت در پیگرد سپاهیان دشمن بود، حاضر به تسلیم نشد و آنچنان در پیکار با دشمن پای فشرد تا گذشته از خود او، همه یارانش از پای در افتادند و جنگ هنگامی به پایان رسید که آخرین سرباز پارسی سپاه آریوبرزن به خاک افتاده بود. یوتاب نیز چنان جنگید تا او نیز کشته شد و هر دو نامی جاوید از خود برجای گذاشتند. بدین ترتیب آخرین دژ انسانی نیز فرو ریخت و فرمانروایی هخامنشیان پایان یافت . . . هنگامی که اسکندر این خبر را شنید، به سوی پارسه (تخت جمشید، پرسپولیس) حرکت نمود و مردم ان شهر بی دفاع را تسلیم یافت. سپس فرمان به غارت داد، مهاجمان مقدونی بر مردم تاختند و آنچه که از شهر باقیبود به یغما بردند و آنچه را نمیتوانستند بر زمین میکوفتند، گویند غنائم آنچنانبسیار بود که اسکندر را توان حمل آنهمه نبود. تاریخنگاران یونانی گویند که اسکندر مست از باده برتختگاه پادشاهان پیشین پارس تکیه داده بود که زنی آتنیتبار به نامتائیسبه وی پیشنهاد نمود که تختگاه را آتشبزند، مشعلها را برافروختند در پیشاپیش آنان اسکندر نخستین مشعل را بر پرده تالارگرفت در پس وی تائیس در حرکت بود و دیگران نیز هم چنان کردند . . . [در برخی منابع آمده است اسکندر در آن هنگام به هیچ وجه در حالت مستی نبوده است و در هوشیاری کامل به سر میبرده و او برای انتقام از به آتش کشیدن شدن آتن در حمله خشایارشا، فرمان به آتش کشیدن نماد شکوه، تمدن و توانمندی ایرانیان، تخت جمشید را صادر کرده است. اما گاهشماران یونانی با تحریف تاریخ و برای تبرئه و تطهیر اسکندر از چنین اقدام وحشیانه و غیرمتمدنانهای بیان نمودهاند که وی هشیار نبوده و در حالت مستی و به پیشنهاد یک روسپی چنین عملی را انجام داده است که بعدها از کرده خود سخت پشیمان گشته است ] و بدین ترتیب کاخ تخت جمشید رابه یک باره دود و آتش فرا گرفت و شهری را که بیش از یکصد سال صرف ساختنش شده بود تنها در چند ساعت فرو ریخت و به آوار و خاکستر تبدیل شد. شهری که خاطره برگزاری جشنهای نوروز و آیینهای ملی و میهنی ایران را به خود دیده بود و شکوه ایران را با آوای ساز و آواز در یاد داشت اکنون جز صدای شعله و ترکیدن چوب و فروریختن آوار صدای دیگری از آن شنیده نمیشد. و این گونه هر آنچه که بوددیگر نبود . . . در نبرد دربند پارس، با وجود آریوبرزن و نیروهایش گذشتن سپاهیان اسکندر از این تنگههای کوهستانی امکانپذیر نبود. از این رو اسکندر به نقشه جنگی ایرانیان درجنگ ترموپیل متوسل شد و با کمک یک اسیر خائن از بیراهه و گذر از راههای سخت کوهستانی خود را به پشت نگهبانان ایرانی رساند وآنان را در محاصره گرفت. مورخ اسکندر نوشته است که اگر چنین مقاومتی درگاوگاملا (کردستان کنونی عراق) در برابر ما صورت گرفته بود، شکستمان قطعیبود. در "گاوگاملا" با خروج غیرمنتظره داریوش سوم از صحنه، واحدهای ارتشایران نیز که در حال پیروز شدن بر ما بودند، به ناگاه در پی او دست به عقبنشینی زدند و پس از اندکی ماپیروز شدیم. داریوش سوم در جهت شمال شرقی ایران فرار کرده بود اما آریو برزن دربلندیهای جنوب ایران و در مسیر پارسه به ایستادگی ادامه داد. آریوبرزن که در نزدیکیهای تخت جمشید به دفاع از میهن اقدام نمود ، مقاومتی بیمانند از خودنشان داد. آریو برزنیکی از میهنپرستترینفرماندهان تاریخ ایرانزمینبود. کسی که تا حد مرگ مقابل اسکندر جنگید، امانتوانست مانع پیروزی او و همچنین به آتش کشیدن و ویرانی پارسه (تخت جمشید، پرسپولیس)، پایتختامپراتوری ایران آن زمان گردد. دلاوریهای سردار آریو برزن، یکی ازبرگهای ستایش برانگیز تاریخ میهن ما راتشکیل میدهد و نمود از جان گذشتگی ایرانیلن در راه میهن است. آریو برزن و مردانش نزدیک به یک سده پس از ایستادگی لئونیداس در برابر ارتش خشایارشا در ترموپیل، که آن هم در ماه اوت روی داد پایداری خود را به همان گونه در برابر اسکندر آغاز کرده بودند. اما میان مقاومت لئونیداس و آخرین ایستادگی «آریو برزن» در این است؛ که یونانیان در ترموپیل، در محل برزمین افتادن لئونیداس، یک پارک و بنای یادبود ساخته و تندیس او را بر پا داشته و آخرین سخنانش را بر سنگ حک کردهاند تا از او سپاسگزاری شده باشد، ولی از آریو برزن ما جز چند سطر ترجمه از منابع دیگران اثری در دست نیست. اگر به فهرست درآمدهای توریستی یونان بنگریم خواهیم دید که بازدید از بنای یادبود و گرفتن عکس در کنار تندیس لئونیداس برای یونان هر ساله میلیونها دلار درآمد گردشگری داشته است. همه گردشگران ترموپیل این آخرین پیام لئونیداس را با خود به کشورهایشان میبرند: ای رهگذر، به مردم لاکونی ( اسپارت ) بگو که ما در اینجا به خون خفته ایم تا وفاداریمان را به قوانین میهن ثابت کرده باشیم (قانون اسپارت عقب نشینی سرباز را اجازه نمیداد). لئونیداس پادشاه اسپارتیها بود که در اوت سال 480 پیش از میلاد، دفاع از تنگه ترموپیل در برابر حمله ارتش ایران به خاک یونان را برعهده گرفته بود. تصویری از کوهستان تنگه دربند پارس که در سال 330 پیش از میلاد شاهد پایداری و جانفشانی آریو برزن و یوتاب یارانش بود. ![]() یاد اریو برزن این سپهسالار ایرانی که مایه مباهات ما ایرانیان است گرامی باد و 21 مرداد سالروز رشادت او را پاس میداریم.
همچنین 21 مرداد روز تولد من حقیر هم هست
و خدا را سپاس میگویم که به من زندگی داد و سلامتی .![]() این کیک زیبا را قاصدک خانم مهربان برایم
فرستادند که از ایشان تشکر میکنم. |
صفحه اصلی آرشیو تماس با نویسنده :بازدیدها
|