۱۳۸٤/۸/٢۳

 

جن - توهم - خيالات

سلام دوستان محترم. تا کنون بارها راجع به جن / جن زدگی / داستانهای زيادی شنيده ايد. بعضی از اينگونه داستانها انقدر غلو اور است که حتی يک کودک هم به ساختگی بودن ان پی ميبرد. اکثر داستانها راجع به جن اين است که جن ها در حمامهای عمومی قديمی و يا خانه های بزرگ قديمی سکنا دارند. در مواقعی خاص جن ها در ان حمامها يا ان خانه ها حتی جشن عروسی ميگيرند. ...؟؟؟؟؟!!!!!!. داستانها از جن شخصيت ساختند و در بعضی از داستانها جن ها رئوف و مهربان هستند و مشگل گشای ادميزاد و در برخی از داستانها جن ها خبيث هستند و مردم ازار. 
متاسفانه بعضيها اين داستانها را باور کرده اند و با وجوديکه خودشان تاکنون جن را مشاهده نکرده اند ولی عقيده دارند که جن وجود دارد و طبق ان داستانهايی که شنيده جن را يا بد ميداند و يا مهربان. .. منبع اين داستانها از کجاست؟ و از کی مردم با جناب جن اشنا شدند؟
در چندين دهه پيش و در زمان حکومت قاجاريه اين قصه ها رواج يافت. که بعضيها سر منشا اينگونه قصه ها را از انگليس ميدانند و برخی ديگر منشا اين قصه ها را از حمامهای عمومی . در ان موقع سر در حمامهای قديمی را عکس يک موجود خيالی را نقاشی ميکردند که بسيار کثيف بود و دارای شاخ / سم/ دم بلند بود و معنی اين نقاشی اين بود که کسيکه استحمام نکند نه تنها  بدنش کثيف است بلکه طينت و ذاتش هم کثيف است. و يک نوع تبليغ برای استحمام بود. و بخاطر اين نقاشی که سر در حمام بود و هم بخاطر اينکه بعضيها بخاطر کار روزانه مجبور بودند که شبها به حمام بروند و مسافرينی که به شهر وارد ميشدند و مکانی برای خواب نداشتند به حمام ميرفتند و پس از استحمام همانجا بخواب ميرفتند و يا بعضی از اراذل حمام را پاتوق شبانه خودشان قرار داده بودند . مردم يا اشخاصی اين شايعات که در حمام شبها جن ها حضور پيدا ميکنند را رواج دادند که کسی شبها به حمام نرود.
جن يک کلمه عربی است که از کلمه جنين ميايد. جنين نوزادی است که در رحم مادر است و زنده است و چون به دنيا نيامده معلوم نيست. جن يعنی انسانی که وجود دارد و هست ولی معلوم نيست. در زمانهای قديم در کشور عربستان انهاييکه در شهر زندگی ميکردند به انها انس ميگفتند و به انهاييکه در بيابان زندگی ميکردند جن ميگفتند. .. در زمانهای قديم در بيابانهای عربستان وقتی خورشيد غروب ميکرد سياهی کامل همه جا را ميگرفت و چشم چشم را نمی ديد . کاروانهاييکه در حال سفر بودند وقتی خورشيد غروب ميکرد از حرکت می ايستادند و در بيابان اتراق ميکردند . چه بسی که بخاطر تاريکی شب و نبودن نور دو کاروان نزديک هم بودند ولی متوجه يکديگر نميشدند و صبح که خورشيد طلوع ميکرد متوجه ميشدند که شب را نزديک هم بسر بردند.
روايت است که حضرت ختمی مرتبت محمد ( ص ) از سفری داشتند به مکه باز ميگشتند و بخاطر غروب افتاب مجبور شدند که شب را در بيابان بمانند . در نزديکی ايشان کاروانی اتراق کرده بود که حضرت محمد ( ص ) متوجه کاروان نشدند . ايشان با صدای دلنشينشان کلام الله قران مجيد را قرائت کردند که افراد ان کاروان با وجوديکه حضرت رسول را نمی ديدند و فقط صدای مبارک ايشان را ميشنيدند همگی مسلمان شدند . که بخاطر اينکه افراد ان کاروان بخاطر تاريکی شب مشخص نبودند در قران مجيد در سوره مبارکه جن نوشته که جن ها به اسلام گرويدند.
منتظر نظرات موافق يا مخالف شما عزيزان هستم. خدانگهدار
شهباز

[ سایه عشق و دلدادگی| آرشیو سایه عشق و دلدادگی | ایمیل ]

صفحه اصلی
آرشیو
تماس با نویسنده
:بازدیدها
:آمار وبلاگ


لینک دوستان