|
|
|
۱۳۸۸/۱۱/٧ یادش بخیر
یادش بخیر سلام دوستان خوبم توجه شما عزیزان را به این مطلب جلب میکنم کهامیدوارم مورد پسند تان قرار گیرد و خواهش میکنم نظرتان را بدون پرده به من بگویید که ببینم چند نفر با من موافق یا چند نفر مخالف هستند. البته نکته قابل ذکر این است که اکثر دوستان بسیار جوان هستند که خوب با قرار گرفتن در عمق مطلب میتوانند راهنمای خوبم باشند
یادش بخیر قدیمها واقعا یادش یخیر . پسر و دختر نامزد هم بودند و این اقا پسر برای تحصیل در دانشگاه تهران قبول شده بود و مجبور شد از شهر خود و نامزدش دل بکند و به تهران بیاید. این دو نامزد عاشق تنها تسلی دل غمگینشان به نامه بود و گاهی اوقات تلفن انهم با هزار مشکلات. دختر معشوق نامه اش را در خلوت خود و با احساس قلبی مینوشت هیجان در طریق نوشتار و لرزش دستش که کلمات را بعضا کج میکرد بخوبی مشخص بود و قطرات اشک که از چشمانش بر روی کاغذ میچکید نشان دهنده احساسات و عشقش بود و بعد گل رز خوشبویی را برگ برگ میکرد و لای نامه قرار میداد . پسر در تهران منتظر این قاصد عشق بود و وقتی پستچی نامه را به او میداد مثل اینکه دنیا را به او دادند با اشتیاق پاکت نامه را قبل از باز کردند میبویید و میبوسید و با دقت انرا میگشود و عطر برگهای گل رز به مشامش میخورد و نامه را میخواند جای قطرات اشک نامزدش روی کاغذ نمایان بود و او میفهمید که نامزدش در حال نوشتن گریه میکرده و دست نامزدش و احساس او را درک میکرد. وبالعکس.....تلفن زدن هم حکایت داشت که در نامه بهم مینوشتند که مثلا فلان روز برو بقالی مثلا حاج صمد ساعت فلان من بهت تماس میگیرم ...............................
الان را در نظر بگیریم جای نامه را چت کردن گرفته و جای ان گل رز طبیعی و زیبا را ایکون عکس یک گل رز. جای ان تلفن را که اکثر خانه ها نداشتند را گوشی و خط موبایل گرفته که در جیب یا کیف همه امروزه قرار دارد . ولی با این پیشرفت و امکانات احساس کجا رفت؟؟؟؟ صله رحم و احترام به بزرگتر و والدین یک اصل انکار ناپذیر در قدیم بود که امروزه توجه چندانی به ان نمیشود . مهمانی دادن و مهمانی رفتن یک سنت بسیار نیک و پسندیده است که در گذشته ارج و قرب داشت/ و مهمانیها ساده و بی الایش بود و صد البته هزینه کمی هم داشت بطور مثال چند خانواده فامیل یا دوست خانوادگی با هم قرار میگذاشتند که مثلا جمعه ها هر هفته به نوبت خانه یکی باشند . مهمانی برگزار میشد دور هم بودند و میگفتند و میخندیدند و بی الایش و بدور از چشم و هم چشمی بود غذای ساده ایرونی بود یک دنیا صفا و صمیمیت ولی الان چی؟؟؟ مهمانیها بسیار بسیار کم شده هزینه یک مهمانی بسیار بالا رفته و توقعات زیاد شده/ چشم و هم چشمی بسیار شده . الان مهمانی به انصورت نیست و اگر بعد از مدتها کسی مهمانی بخواهد بدهد تقریبا به این شکل است: زن به شوهرش میگه من حال و حوصله اشپزی را ندارم غذا را از بیرون سفارش بده/ فلان چیز را بخر یا فلان چیزها را بخر .. بساط خنده در مهمانی و صمیمیت جایش را به غیبت و از سیاست گفتن و فخر فروختن به یکدیگر خلاصه شده
داریوش دلکش شادروان الهه بتی ناصر حجازی و بهروز وثوقی شادروان فردین حمیرا لیلافروهر و شهرام شبپره شادروان مهستی مهستی و حمیرا مهستی ، پوران ، رامش به همراه همایون مهستی و عارف پوری بنایی، مهستی ، رامش و پوران حمیرا و مهستی نوش آفرین لیلافروهر و نوش آفرین 1353 ( لیلا در 16 سالگی) شهره شادروان سوسن ستار ![]() ان موقع ها خوانندگان وقتی میخواندند هم صدا داشتند و هم اشعارشان با معنی بود ولی الان چه؟ اشعاری به کار میبرند که در ان یا فحش است یا بی معنی و نه صدا دارند به خاطر پیشرفت در الات موسیقی و ضبط صدا چنان شلوغش میکنند که صدایشان که قشنگ نیست مشخص نشود. مثلا شما صدای عارف / ستار/ ابی / مرحوم ویگن/ هایده/ مهستی / پوران / را با خواننده های امروزی تطبیق دهید.
|
صفحه اصلی آرشیو تماس با نویسنده :بازدیدها
|