|
|
|
۱۳۸٩/٥/٦ سورپرایز عشق و دلدادگی قسمت دوم
سورپرایز عشق و دلدادگی قسمت ٢
بی تو، مهتابشبی، باز از آن کوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق دیوانه که بودم. در نهانخانة جانم، گل یاد تو، درخشید باغ صد خاطره خندید، عطر صد خاطره پیچید: یادم آمد که شبی باهم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم. دقایق زیاد من و رعنا در اغوش هم بودیم و بغضی که مدتها در سینه داشتیم به یکباره ترکید و با هم میگریستیم . اشک هایی که باعث گردیدند تمامی اندوه و غم از دلها زدوده شود. اصلا باور نمیکردم .. باور نمیکردم که رعنا در کنارم است . شاید مالیخولیایی شدم؟! نکنه دارم حواب میبینم؟! همانطور که اشک از دیدگانم جاری بود با صدای بلند گفتم ای خدای مهربون ای سنگ صبور عاشقان/ ای بهترین بهترینها اگر دارم رویا میبینم نگذار از خواب بیدار شوم میخواهم تا ابد این خواب ادامه داشته باشد........ رعنا با کف دست اشک هایم را از روی صورتم پاک کرد و گفت شهباز عزیزم این خواب نیست. من کنارت هستم و همانگونه که در گوشم نجوا میکرد ارام ارام اشک میریخت. ساعتی بعد همگی خانواده کنار هم نشسته بودیم و صبحت میکردیم چقدر افسوس میخوردم چرا فرودگاه به استقبالش نرفتم و از خواهرم گله کردم ولی با خنده یک جواب شنیدم : این بهترین سورپرایز عشق و دلدادگی برای تو بود. مشخص گردید خواهرم از سوئد با رعنا در ارتباط بوده و با هم از مدتها قبل هماهنگی کردند. شهباز من میخوام اگر تو مایل باشی و هنوز دوستم داشته باشی تا ابد تا ان موقع که مرگ ما را از هم جدا کند کنارت باشم اگر میخواهی در ایران باشی در کنارتم اگر میخواهی به سوئد یا حتی امریکا بروی من در کنارتم . چه با سعادت بود که دیروز و در تولد امام زمان (عج) و در این روز خجسته من و رعنا با هم عقد کردیم و قبل از ماه رمضان پیوند زناشویی با هم میبندیم. البته قبل از ٢١ مرداد که روز تولدم است.
|
صفحه اصلی آرشیو تماس با نویسنده :بازدیدها
|