|
|
|
۱۳۸٩/٦/۱٥ سورووی
سوزووی* سلام دوستان خوبم. اینبار میخوام درد دل و شکایت کنم. امیدوارم بتوانم حق کلام را خوب بیان کنم و نوشتارم خالی از هرگونه کین یا غرض ورزی باشد. یادم میاد در سال ١٣٨١ اتفاقی به چت رووم سایت ایرانیها رفتم. برای اولین بارم بود که بصورت گروهی میخواستم چت کنم. محیط چت بسیار خوب و صمیمی بود و من همان شب به این گروه خوب و صمیمی پیوند خوردم. نمیخواهم تبلیغ سایت ایرانیها را کنم ولی این دوستیهای مجازی انقدر خوب بود که اکثریت ان دوستان را از نزدیک زیارت کردم و گروهی به سفره خانه میرفتیم یا به پارک یا به کوه. همه با هم یکدل و یکرنگ بودند و دوستیها تداوم داشت . انچنان بود که صفحه چت رووم ٢۴ ساعت شلوغ بود و یادش بخیر یکی از دوستان از اهواز رکورد ۴٨ ساعت یکسره در چت بودن را زد. به خاطر دوستیها بود که دوستان خوبم از اهواز به تهران میامدند تا دوستان خود در تهران را ببینند یا برای تولد فلان دوست از اهواز به تهران میامدند. دوستان دیگر از بوشهر/ شیراز/ اصفهان/ یا حتی خارج از کشور ( امریکا / اتریش/ نروژ / فرانسه/ دانمارک ) رنج سفر را به جان میخریدند و به ایران میامدند تا دوستی مجازی به دوستی واقعی و یکدست تبدیل شود.
سال ١٣٨٣ یعنی حدود ۶ سال پیش وبلاگ نویسی را شروع کردم که بیشتر برای سایت ایرانیها بود و دوستان ان سایت به وبلاگم میامدند و . هدف من از این مقدمه چینی این بود که چندی پیش خواهر خوب و نازنینمان نازنین خانم ( چون هم خودش و هم همسر خوبش اقای یک قطره اشک واقعا خوب و مهربان و به تمام معنا جواهر هستند ) . در وبلاگ شخصیش اقدام به انتشار خاطرات خوب و زیبای خود از چگونگی اشناییش با همسرش نمود . ایشان چون خودشان مردم دوست و مهربان هستند فکر کردند همه مثل خودش هستند و از خواندن خاطرات او دوستان همگی خوشحال میشوند ولی بعضی بخیلان و حسودان از او خرده گرفتند که دیگه نویس ما ناراحت میشویم!!!! عجبا .... نازنین خانم همه را از خود دانستند و خاطرات خود را گفتند ولی نمیدانست که برخیها لباس دوست در تن دارند و بخیل هستند . خواهر خوب و گرامیم نازنین خانم من ٨ سال است که چت کردم و ۶ سال است وبلاگ مینویسم باور کن تا چندی پیش همه را مثل خود شما خوب و مهربان میدانستم. ولی متوجه شدم بخیل و حسود هم در وبلاگ نویسان و وبلاگ خوانها داریم . برای همین اگر دقت کرده باشید از بعد از ازدواجم دیگر سخنی از ان بمیان نیاوردم .و مطالبم جنبه عمومی بخود گرفته و دیگر نمیخواهم از عشق و یا خاطرات بگویم . نازنین خانم من افتخار میکنم با دوستان خوبی همانند شما / همسر و برادر خوبم اقای یک قطره اشک/ مونا خانم ( قاصدک) / کیمیا خانم/ اشنا شدم . باور کنید شما دوستان که نام بردم حتما از زندگی خصوصی خود به شما عزیزان بصورت خصوصی ابراز میکنم ولی دیگر در وبلاگ قرار نمیدهم . یاد گرفتم که باید در وبلاگت چند تا حرف نامفهوم بنویسی و دوستان را ارشاد کنی. یاد گرفتم در وبلاگ چیزی از احساس و عشق ننویسم . (( به لهجه شیرازی سوزووی = حسود ))
|
صفحه اصلی آرشیو تماس با نویسنده :بازدیدها
|