۱۳۸٩/٧/۱٧

معنای عشق و دلدادگی

معنای عشق و دلدادگی

عشق یعنی انتظاروانتظار
عشق یعنی هر چه بینی عکس یار
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق  یعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی دیده بر در دوختن
عشق یعنی از فراقش سوختن
عشق یعنی سر به در آویختن
عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی چون محمد پا به راه
عشق یعنی همچو یوسف قعرچاه
عشق یعنی لحظه های ناب ناب
عشق یعنی لحظه های التهاب
عشق یعنی گم شدن در کوی دوست
عشق یعنی هر چه در دل آرزوست
عشق یعنی یک تیمم یک نماز
عشق یعنی عالمی راز و نیاز
عشق یعنی یک تبسم یک نگاه
عشق یعنی تکیه گاه و جان پناه
عشق یعنی سوختن یا ساختن
عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی همچو من شیدا شدن
عشق یعنی قطره و دریا شدن
عشق یعنی مستی ودیوانگی
عشق یعنی با جهان بیگانگی
عشق یعنی با پرستو پر زدن
عشق یعنی آب بر آذر زدن
عشق یعنی سوزنی آه شبان
عشق یعنی معنی رنگین کمان
عشق یعنی شاعری دل سوخته
عشق یعنی آتشی افروخته
عشق یعنی با گلی گفتن سخن
عشق یعنی خون لاله بر چمن
عشق یعنی شعله بر خرمن زدن
عشق یعنی رسم دل بر هم زدن
عشق یعنی بیستون کندن به دست
عشق یعنی زاهد اما بت پرست
عشق یعنی یک شقایق غرق خون
عشق یعنی درد و محنت در درون
عشق یک تبلور یک سرود
عشق یعنی یک سلام و یک درود

جان لویس: همه دوست دارند که به بهشت بروند در حالیکه هیچ کس دوست ندارد بمیرد

عکسهای عاشقانه رویایی !!!!!! Www.Nanjoon.Com

بابت برخی مسائل دیگر دوست نداشتم داستانی بنویسم ولی واقعا حیفم امد این داستان را ننویسم و برای شما دوستان بازگو نکنم . هر وقت میخواهم داستانی را بنویسم اول وضو میگیرم و با نام ایزد منان شروع میکنم و مراقب هستم که نه شاخ و برگی به ان بدهم یا خدای ناکرده غلو کنم . میخواهم امین باشم . توجه شما دوستان را به این داستان جلب میکنم . داستانی است واقعی که حتما این داستان را دنبال کنید و با تمام وجود معنای عشق و دلدادگی را در این داستان ببینید:

بسم الله الرحمن الرحیم

من ( شهباز ) با علیرضا با هم هم باشگاهی بودیم هر دو در یک باشگاه بسکتبالیست بودیم. علیرضا پسری مودب مومن و سر براهی بود او یگانه فرزند ذکور خانواده بود و پدر و مادرش او را بسیار دوست داشتند . به تمام معنا یک جواهر بود که با اخلاق خوبی که داشت همه احترامش را داشتند . خیلی از دختران فامیل ارزویشان این بود که علیرضا به خواستگاریشان برود و بالاخره بصورت کاملا اتفاقی او با دختری بنام الهام اشنا شد و این اشنایی و دوستی به عشقی شورانگیز تبدیل شد و عشق این دو دلداده انقدر پاک و زلال بود که خانواده ها مخالفتی به وصلت ان دو نداشتند و علیرضا و الهام با هم ازدواج کردند.

برای اینکه شما عزیزان را خسته نکنم این داستان را در قسمت بعد ادامه میدهم . منتظر نظرات شما عزیزان هستم .

شهباز

[ سایه عشق و دلدادگی| آرشیو سایه عشق و دلدادگی | ایمیل ]

صفحه اصلی
آرشیو
تماس با نویسنده
:بازدیدها
:آمار وبلاگ


لینک دوستان