۱۳۸٦/۱٠/۱

عمو نوروز و بابا نوئل

دوئل عمو نوروز با بابا نوئل

چند روز دیگر سال نو مسیحی است و در کشورهای اروپایی و امریکایی و کشورهایی که مذهبشان مسیحیت است در تکاپو و تلاش برای جشن سال نو مسیحی هستند که بابا نوئل هم یک نماد است برای مسیحیان همانند عمو نوروز برای ما ایرانیان .

عمو نوروز"، يكي از نمادهاي نوروز است كه بابا نوئل‌‏ كريسمس ، اقتباسي از اين رويكرد ايراني است.

براساس يك باور قديمي ، نامزد عمو نوروز ، از يك ماه به نوروز مانده ، به داركوب‌‏ها و چرخ‌ ريسك‌‏ها مي‌‏گويد كه از برگ نورس درختان و گل‌‏هاي نوشكفته ، قباي زيبايي براي عمو نوروز كه در سفر دوازده ماهه است ، ببافند.
مي‌‏گويند : باد و توفان موسمي اسفندماه ، نشانه خانه تكاني نامزد عمو نوروز است.
براساس اين گزارش ؛ نامزد عمو نوروز ، چند روز به عيد مانده اولين بوسه‌‏ها را از سر شاخه‌‏هاي درختان مي‌‏ربايد تا گل‌‏ها و درختان شكوفه بزنند , سپس او سفره‌‏اي مي‌‏چيند و تخم‌‏مرغي به روي آينه‌‏اي مي‌‏گذارد , قليان را چاق مي‌‏كند و به صخره‌‏اي تكيه مي‌‏دهد و به انتظار عمو نوروز مي‌‏نشيند و كم كم خوابش مي‌‏برد.
گفتني است ؛ هنگام تحويل سال ، عمو نوروز از سفر طولاني بر مي‌‏گردد و نامزدش را مي‌‏بيند كه به خواب عميقي فرو رفته , به آرامي پكي به قليان مي‌‏زند و دهانش را به شيريني سفره عيد شيرين مي‌‏كند و سفر دوازده‌‏ ماهه ديگري را در پيش مي‌‏گيرد.
براساس افسانه‌‏ها ، سالي كه عمو نوروز و نامزدش به هم برسند , دنيا به آخر مي‌‏رسد.
گفتني است ؛ اكنون نيز در برخي از نقاط كشور ، از جمله در مراسم عيد در آذربايجان و غرب كشور با كمي تغيير شكل چنين مراسمي هنوز هم در روستاها ديده مي‌‏شود ؛ در اين روستاها ، در اوايل بهار مردم شخصي را با برگ‌‌‏ها و شاخه‌‏هاي درختان مي‌‏آرايند و او را پيك بهاري مي‌‏نامند.
گفتني است ؛ در اين ميان ، گروهي از مردم شادي كنان و آوازخوانان ، پيك بهاري را همراهي مي‌‏كنند و به اتفاق او به در خانه‌‏ها مي‌‏روند و با كوبيدن دو چوب دستي به هم ، نويد بهار و پايان زمستان را مي‌‏دهند , زمستان رفت , بهار آمد ؛ هويدايي بدهيد تا براي ابرها پيراهني بخريم..

در دوران حکومت اشکانیان آیین مهر، آیین رسمی امپراتوری آریایی‌ها بود و در همین دوران - در سده‌ی یکم پیش از میلاد مسیح- بود که لژیون‌های رومی که با پارت‌ها می‌جنگیدند این آیین آریایی را که با روحیات ، سنت‌های ملی و آرمانی خود ساز گارمی دیدند با خود به امپراطوری روم بردند و سپس آیین مهردر سرتاسر سرزمین‌های غربی و اروپا منتشرو اندکی بعد،  برای بیش از سه قرن به صورت آیین رسمی امپراتوران رومی در آمد. این آیین تا اوایل ظهور مسیح، رواج فراوان داشته و به همین دلیل مهرابه‌ها، مجسمه‌ها و نقش برجسته‌های فراوانی از میترا در اروپا وجود دارند. در ایران شمار زیادی از مکان‌ها را منسوب به مهر یا میترا می‌دانند ولی باید گفت برخلاف نمونه‌های موجود در هند یا اروپا در مکان‌های منصوب به میترا در ایران تندیس، نقش برجسته‌ و یا نقاشی ازمیترا وجود ندارد. پارسیان همواره میترا (مهر) و ناهید (آناهیتا) را به عنوان دو فرشته مقرب درگاه ایزد، مقدس دانسته و احترام می‌گذاردند. نباید تصور كرد كه این دو فرشته، همچون الهه‌های یونانی هستند، چرا كه اگر این چنین بود، ایرانیان كه مهارت بسزایی در كار سنگ تراشی و مجسمه‌سازی داشتند چون یونانیان از آنها مجسمه می‌ساختند. میترا و آناهیتا تنها نمادی از راستی، درستی، نیكی و حقیقت بودند و ایرانیان آنها را در فكر و اندیشه خود می‌پروراندند.

     

پرستش مهر که از قرن اول پیش از میلاد مسیح در روم شروع شده بود تا سده‌ی چهارم میلادی ادامه داشت. این آیین در سده‌های نخستین میلادی در اروپا به چنان درجه‌ای از مقبولیت رسید که مدت زمانی این تردید را به وجود آورد که از میان این دو آیین مهر و مسیحیت، پیروزی با کدام است. وسعت قلمروی مهر، اروپا و آسیا (به استثنای کشورهای زرد نژاد) و آفریقا تا حدود صحرا را فرا گرفت. در هیچ قرنی، هیچ ایزد یا پیامبری به شهرت مهر نبوده است . فیلسوف و مورخ معروف فرانسوی، ارنست رنان، در این باره می‌گوید:

     

"اگر مذهب مسیح به علت مرض کشنده‌ای در پیشرفت خود متوقف می‌شد، بدون شک عالم بشریت آئین مهری را مذهب رسمی خود می‌کرد"

   

در هر حال، با وجودی که نهایتا مسیحیت پیروز شد، آداب و رسوم یا به عبارتی شکل ظاهرش را از آیین کهنسال مهر، اسطوره ی ایرانی که بیشتر از سیصد سال در امپراطوری روم قدمت داشت، به عاریه گرفت. تاثیر وسیع و همه جانبه‌ی میترائیسم در شکل گرفتن مسیحیت، همواره مورد شگفت پژوهشگرانی بوده که در این باره به بررسی‌های تاریخ مذاهب پرداخته‌اند. وسعت اقتباس‌های که مسیحیت در زمینه‌های مختلف از سنت‌های مهری به عمل آورده ، در هیچ آیین دیگر سابقه ندارد.

      

مهمترین این کپی برداری‌ها تعیین روز ۲۵ دسامبر برای تولد عیسی است که در سال ۳۲۵ یعنی سه قرن پس از حیات مسیح (ع) در شورای کلیسای کاتولیک در مورد آن تصمیم گرفته شد و تا بدان هنگام ضابطه‌ای در این مورد برای مسیحیان وجودنداشت. انگیزه‌ی این انتخاب این بود که این روز، از زمان رواج آیین مهر در امپراتوری روم به عنوان روز تولد مهر جشن گرفته می‌شد، زیرا در این روز که مقارن آخرین شب پاییز وآغاز زمستان-شب یلدا-  بود، خورشید از پایین‌ترین حد پاییزی خود در شب یلدا دوباره آهنگ بالا رفتن می‌کرد وطول روزها تا به جشن آغاز بهار که در آن دوباره تعادل روز و شب برقرار میشد ادامه می‌یافت ، بدین جهت روز ۲۵ دسامبر به عنوان روز تولد مهر (میترا) جشن گرفته می‌شد. با توجه به ریشه داری چند صد ساله این سنت در امپراتوری رم، کار گردانان کلیسای نو خواسته‌ی مسیحی صلاح در این دیدند که به جای تعیین روز دیگری برای تولد عیسی همین روز تولد مهر را بر گزینند وفقط نام مسیح (ع) را جایگزین مهر کنند.

  

تولد مهر در فرهنگ ایرانی، در شب یلدا مقارن با 20 یا 21 دسامبر است. وقتی آیین مهری از تمدن ایران باستان به سایر جهان منتقل شد در روم و بسیاری از كشورهای اروپایی، در پی اشتباه محاسباتی این روز به 25 دسامبر انتقال یافت و هنوز همین روز، از سوی مسیحیان به عنوان روز كریسمس جشن گرفته شد. از این روست که تا به امروز بابا نوئل با لباس و کلاه موبدان ظاهر می‌شود. در تصاویر و كنده‌كاری‌های باقی مانده از گذشته‌های دور، میترا بر روی درخت كاج نشسته است. همان كاجی كه مسیحیان در شب میلاد مسیح با ستاره‌ای نورانی (نماد میترا) در بالای آن، آذین می‌‌بندند. 

      

خورشید نماد مهر است و درخت سرو یا كاج نیز نمادی برای خورشید. درختی همیشه سبز و با طراوت. نشانه‌ی بهار و در عین حال مظهر و جنبه‌ی مطرح و مثبت زندگی است. سرو ، پیش از اسلام، جنبه مقدس و نمادین داشته و برای این سخن برهان تک درخت بودن سرو در بنای سترگ تخت جمشید را می‌آورند.      

       

نماد دیگر مهر همان چلیپا یا گردونه مهر است که به صورت صلیب امروزه مسیحیان است و به اعتقاد پیشینیان دربردارنده نیروهای آسمانی بوده و كاربردی وسیع دارد. این نشانه در ایران و هند و نزد قوم آریایی مظهر و نشانه خورشید بوده است. آنان معتقد هستند كه هر شاخه از این علامت جایگاه یكی از عناصر چهارگانه است. بدین ترتیب چهار عنصر با هم و با چرخش خود نظام طبیعت و ذات آفرینش را حفظ می‌كنند.       

        

نظیر همین جابجایی در مورد روز مقدس هفتگی انجام گرفت. یعنی روز هفتگی مهر که روز خورشید نامیده می‌شد ومصادف با یکشنبه کنونی بود روز مقدس هفتگی مسیحیت تعیین شد واز جانب کلیسا " روز خداوند " نامیده شد و هنوز اصطلاح دوران مهری آن به صورت روز خورشید (Sunday) مرسوم است. جشن سالانه‌ی بهاری آیین میترا که در نخستین یکشنبه بعد از اولین ماه شب چهاردهم بهار بر پا میشد، عیناً همان است که اکنون در جهان مسیحیت به صورت عید پاک و صعود عیسی به آسمان جشن گرفته می‌شود. اسطوره‌ی تولد عیسی از مادر باکره در یک طویله عیناً همان اسطوره‌ی تولد مهر از مادر باکره در درون یک غار است و افسانه سه پادشاه مغ که به دنبال زایش عیسی به راهنمایی ستاره‌ای به دیدار او می‌آیند به نوبه‌ی خود تکرار افسانه‌ی سه چوپانی است که به دنبال ستاره ایی برای دیدار مهر به غار زایشگاه او رفته بودند.

   

این مشابهت ها و کپی برداری آن قدر در مراسم مذهبی، جشن ها و آئین های غربی زیاد است که ذکر آنان نه در حد و اندازه یک وب سایت، بلکه در حد یک کتاب قطور است. غسل تعمید، ظرف آب متبرک در کلیسا، سنگابه ها و حوضچه هایی که در مدخل تکیه ها و اماکن مقدس بر پا می کنند، افروختن شمع در اماکن مقدسه، همه از یادگارهای آیین مهری است. نواختن زنگ نیز از ایران همراه مهر به اروپا رفت. دوازده برج آسمانی، یاران مهر بودند که در آیین مسیح به گونه حواریون دوازده گانه در آمدند. رنگ ارغوانی و سرخ و گلرنگ لباس کاردینال ها و کشیشان مسیحی، یادگاری از تشریفات مهری است.

   

تشریفات ورسوم مسیحیت در مقیاسی چنان وسیع از آیین‌های ما قبل مسیحی مایه گرفته بود که نخستین روحانیون آیین مسیحی که از مکانیسم این نقل و انتقالهای عقیدتی بی‌خبر بودند آیین میترا را متهم می‌کردند که تشریفات فراوانی را با تقلبی شیطانی از مسیحیت تقلید کرده است. در صورت که واقعیت درست این بود که همه اینهارا مسیحیت از آیین میترا تقلید کرده بود.

     

آیین مسیحی کلا مدیون آیین مهری یا میترائیسم است. هرگاه آیین مهر وجود نداشت، مسیحیتی به این گونه ای که امروزه می شناسیم، با این آیین ها و مراسم گسترده وجود نداشت. جریان های دیگر دینی و مسلک های صوفی مابانه، از این سرچشمه جوشان تاثیرات بسیاری برداشتند. ذکر و توصیف این موارد شاید به خود باوری و تقویت اعتماد به نفس ملی ایرانیان کمک کند و تلنگری باشد بر این شک نزدیک به بقین نسل جوان که "علم، فرهنگ، تمدن و هر آن چه که به کار آید از آنِ غرب است"! و یا آن توده  مذهبی افراطی که بر آن گمانند که یکتاپرستی،  

   

  

 

ادامه دارد......................... 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شهباز

[ سایه عشق و دلدادگی| آرشیو سایه عشق و دلدادگی | ایمیل ]

صفحه اصلی
آرشیو
تماس با نویسنده
:بازدیدها
:آمار وبلاگ


لینک دوستان