|
|
|
۱۳۸٦/۱۱/٩ والنتاين و سپندار مذگان ( قسمت دوم )
والنتاین و سپندار مذگان ( قسمت دوم ) 29 بهمن ماه : در ايران باستان هر روز از روزهاي ماه داراي ناميبودهاست چنان که در کشورهاي اروپايي هنوز هم چنين است. روز پنجم هر ماه «سپندارمذ» نام داشته که در ماه دوازدهم، يعني «اسفند» زماني که نام روز با نام ماه يکي ميشد، آن روز را جشن ميگرفتند. روز «اسپندارمذ»، روز «ايزد بانوي باروري»، «فرشته يا ايزد پشتيبان زمين» ناميده ميشده. در گاتها، او را دختر اهورامزدا ناميدهاند. در باورهاي کهن، «زمين» را نيز مانند «زن»، پديدهاي بارور، زاينده و پرورشدهنده ميدانستهاند از اينرو آن را نيز از جنس مادينه قلمداد کردهاند. «ابوريحان بيروني» در کتاب «آثارالباقيه» که در سال 1391 هجري (1001 ميلادي) تاليف کردهاست، آنجا که در بارهي جشنهاي ايراني سخن ميگويد، از جشني نام ميبرد که در روز «اسفندارمذ»، يعني در پنجم اسفند برگزار ميشد. [که ترجمه از متن عربي آن چنين است] او مينويسد: در نگاه نخستين، پاسخ به اين پرسش که آرزوهاي زنان در آن جشن، و نام درستِ آن جشن چه بوده، آسان مينمايد. چون در گزارش نخستين، سخن از «شوهران» است و در دو گزارش ديگر نيز سخن از «زنان پاکدامن» و «زنان پاکيزهي مستوره» است و همهي اين توصيفها رهنون بر اين هستند که در اينجا عموم زنان، منظور نيستند، بلکه زنان شوهرداري که چون همهي سال شوهر را از خود خرسند و خشنود داشته و در خانهداري و پاکدامني و روي پوشاندن از مردان بيگانه، دست از پا خطا نکرده بودند، به پاداش آن در روز پنجم اسفند از شوهر براي خود درخواست کفش و جامهي نو ميکردند و يا از او ميخواستند که کاسه و کوزهي آبخوري را که بارها شکسته و بندخورده بود، ديگر دور بيندازند و کاسه و کوزهاي نو بخرند. با اين برداشت، پس نام درست اين جشن نيز بايد «مزدگيران» بوده باشد. همچنين آمدن گونهي «مژد» که گويشي از «مزد» است، در دستنويسي از نيمهي سدهي يازدهم هجري که ديگر کاربرد «مژد»، چندان محتمل نمينمايد، ميتواند رهنمون بر کاررفت «مژد» در دستنويسهاي کهن باشد و تاييد بر اين که در کتابت «مرد»، يک نقطه افتادهاست.
|
صفحه اصلی آرشیو تماس با نویسنده :بازدیدها
|