۱۳۸٤/٢/٦

 

شاخه بادام:

اين شاخه سبز بادام كه پای تا سر در پيراهنی از شكوفه سپيد پنهان شده چه زيباست و چه عطری دل انگيزی دارد/ ولی ايا پايان عمر او نيز چنين خواهد بود؟؟؟
افسوس! چه انرا بر جای گذارند و چه شكوفه های زيبايش را بچينند/ چه بر سر زلف دلبری جايش دهند و چه در روی قلب دلداده ای استوارش سازند/ پيش از انكه روزی چند بر ان بگذرد . همچون گل اميد ما برگ به برگ فرو خواهد ريخت و از اين زيبايی و دلربايی جز ياس و حسرت چيزی بر جای نخواهد ماند.
ای گل زيبا/ چقدر ماجرای زندگانی ما بتو شبيه است.گل زندگانی ما نيز چون تو روزی سر از خاك بدر ميكند و روزی به ارامی گلبرگهای ان ميشكفد/ روزی بر اطراف خويش عطر بيزی ميكند و روزی نيز پيش از انكه موسم تابستان فرا رسد می پژمرد و باز در دل خاك تيره مكان ميگيرد.
اكنون كه اين شكوفه خوش اب و رنگ چنين ناپايدار است بيا تا فرصتی باقی است / دست از ان بر نداريم و از عطر دلاويزش مشام جان را لذت بخشيم/ از درون گلبرگهای خندان ان شيره روح پرورش را بمكيم و پيش از انكه باد صبا بوی جانفزايش را بغارت برد و چهره دلربايش را اسيب رساند از ان تمتعی برگيريم.
تاريخچه زندگی اين گل بی وفا بسی ساده است: زمانی سر از خاك بدر كرد و روزی در سينه خاك رفت/ وقتی نسيم بهاری گلبرگهای لطيفش را از هم بشكفت و روزگاری باد خزانی هر برگ انرا بگوشه ای پرتاب كرد
گوش فرا دار تا بشنوی كه هر گلی كه دستخوش اين تند باد يغماگر ميشود پيش از انكه قدم در وادی نيستی گذارد چه ميگويد:

بكوشيد تا اين چند روزه عمر را با شادمانی بسر بريد زيرا ديری نخواهد گذشت كه دوران پيری فرا خواهد رسيد و خاك تيره برای هميشه شما را در دل خويش مكان خواهد داد..

اكنون كه مقدار است اين شكوفه های زيبا روزی نابود شوند پس هر چه زودتر بپژمرند و در خاك روند! اكنون كه بنا است اين گلهای محبوب زمانی بوادی نيستی رهسپار شوند / پس هم امروز رخت از جهان بر بندند و نام عشق را با خود از روی زمين بردارند.
منتظر نظرات زيبا و حكيمانه شما عزيزان هستم...شهباز
شهباز

[ سایه عشق و دلدادگی| آرشیو سایه عشق و دلدادگی | ایمیل ]

صفحه اصلی
آرشیو
تماس با نویسنده
:بازدیدها
:آمار وبلاگ


لینک دوستان