|
|
|
۱۳۸٧/٢/۱۸ دیگه نمیگم دوست دارم
دیگه نمیگم دوست دارم :
یه جفت بال پرواز مال من
یه عالمه آشیونه رو درخت ها مال تو یه حوض پر ماهی قرمز مال من دریا و هرچی توش هست مال تو یه بغل برگهای زرد پاییز مال من هر چه درخت سبز تو دنیا مال تو هر چی ابر گریون تو آسمونه مال من رنگین کمون بعد بارون مال تو خورشید و تمام ستاره ها مال تو فقط ماه توی آب مال من نسیم دریا کنار ساحل مال تو قدم زدن کنار جای پای تو رو شنهای داغ مال من همه شالیزارهای شمال مال تو فقط بوی خوشه های بارون زده اش مال من یه نگاه عاشقونه ات نثار من تمام لبخندهای پر مهر من برای تو یه جمله دوست دارم از ته دل نثار من تمام اشعار عاشقونه تو دنیا برای تو یه شاخه رز برای من یک سبد گل همیشه بهار برای تو یه قطره اشک و یه آه حسرت از سوی تو نثار من تمام گریه های شبانه من برای تو تو چه بخوای چه نخوای خیلی وقته من مجنون شدم برای تو تو فقط اسم لیلی رو خودت بزار برای من
خانه ام بی آتش دستهایم بی حس و نگاهم نگران می توانی تو بیا سر این قصه بگیر و بنویس این قلم؛ این کاغذ؛ اینهمه مورد خوب!!! راستش می دانی طاقت کاغذ من طاق شده... پیکر نازک تنها قلمم ؛زیر آوار غم و درد خرد شده! می توانی تو بیا سر این قصه بگیر و بنویس... می توانی تو از این دنیای وحشی بنویس! من دگر خسته شدم.. راست گفتند می شود زیبا دید؛ می شود آبی ماند! اما ... تو بگو ؛گل پرپر شده زیباییست؟! رنگ مرگ عشق آبیست؟ می توانی تو بیا؛ این قلم ؛ این کاغذ بنشین گوشه دنجی و از این شب بنویس بنویس از کمر بید شکسته ؛ و یک پنجره ساکت و بسته! هر چه می خواهی از این صحنه به تصویر بکش.. صحنه ئ پیچش یک پیچک زشت جراتش را داری که ببینی قلمت می شکند؟ کاغذت می سوزد؟ من دگر خسته شدم. می توانی تو بیا این قلم؛ این کاغذ؛ اینهمه مورد خوب من دگر خسته ام از این تب و تاب
داد بزنی ،، قول میدم ساکت بمونم |
صفحه اصلی آرشیو تماس با نویسنده :بازدیدها
|