۱۳۸٧/٤/۱٢

جشن تیرگان مبارک

جشن تیرگان مبارک:

          arash%5B1%5D.jpg

ایرانیان قدیم هر روز از روزهای ماه را به نامی می خواندند که مفهوم خاصی داشت و وقتی نام روز و ماه با هم یکی می شد آن روز را جشن می گرفتند . سیزدهمین روز ماه ، تیر نام داشت و در روز سیزدهم تیر ( روز تیر در ماه تیر ) جشن تیرگان برگزار می شد .

نام روزهای هر ماه

1- هرمز 2- بهمن 3- اردیبهشت 4- شهریور 5- اسفندارمذ 6- خرداد 7- مرداد 8- دی بآذر 9- آذر 10- آبان 11- خور 12- ماه 13- تیر 14- جوش 15- دی بمهر 16- مهر 17- سروش 18- رشن 19- فروردین 20- بهرام 21- رام 22- باد 23- دی بدین 24- دین 25- ارد 26- اشتاد 27- آسمان 29- زامیاد 29- ماراسفند 30- انیران

از جهت نجومی این جشن برابر است با بزرگترین روز سال خورشیدی و گرمای تابستان . بر اساس سالنمای کهن ایران و زرتشتیان این روز سیزدهم تیر است . اما در سالنمای کنونی ایران به علت وجود ماههای 31 روزه ، جشن تیرگان ، 3 روز جلوتر می آید و در روز 10 تیر ماه برگزار می شود که با نیایش آب پاشیدن کودکان بر روی هم ، هدیه دادن نامزدها به یکدیگر و گرفتن فال حافظ خاتمه می یابد .

جشن آبریزگان در فصل تابستان موقع کمبود باران برگزار می شد و در حقیقت نوعی مراسم طلب باران است . این جشن از زمان مادها تا کنون برگزار می شود . مردم در جشن تیرگان بر روی یکدیگر آب می پاشند .

در مورد جشن تیرگان دو روایت وجود دارد :

روایت اول به زمان ساسانیان و پادشاهی فیروز بر می گردد . در آن زمان ایران 7 سال پیاپی با خشکسالی مواجه شده. در چنین روزی مردم به بیابان ها روی آوردند و با نیایش خود از پروردگار باریدن باران را طلب کردند . پس از آن باران باریدن گرفت و ایران را از خشکسالی نجات پیدا کرد .

و اما روایت دوم : ابوریحان بیرونی در مورد تیرگان مطالبی نوشته است و دلیل برگزاری جشن تیرگان را جنگ افراسیاب تورانی و منوچهر ایرانی و پرتاب تیر آرش برای تععین مرز ایران و توران و خارج شدن ایرانیان از حصار دانسته است .

 

در زمان صفویه ، جشن آبریزگان در اکثر نقاط ایران برگزار می شد . از میان پادشاهان صفوی ، شاه عباس به برگزاری این جشن در فصل تابستان توجه زیادی داشت تا اندازه ای که گاهی اوقات شخصا در مراسم آن شرکت می کرد .

پس از صفویه در برگزاری جشن تیرگان در برخی از نقاط کشور تغییراتی به وجود آمد . در بخش شمالی ایران ، یعنی در استان های گیلان و مازندران ، جشن تیرگان بعد از نوروز به عنوان مهمترین عید شناخته شد ، ولی آداب و روسوم خاصی در این موقع دیده می شود که تا پیش از این وجود نداشت .

جشن تیرگان در خراسان ، یزد و کرمان نیز برگزار می شود . زرتشتیانی که در یزد و روستاهای اطراف آن سکونت گزیده اند در روز اول تیر ماه جشن تیرگان را با مراسمی خاص خود برگزار می کنند .

از مهمترین چیزهایی که در این جشن تدارک می بینند ، بندی است از تار های هفت رنگ ابریشم که با رشته ای از سیم زرین و نازک می بافند ، به این بند " تیر و باد " می گویند . در این روز ، کله قند را در کاغذ های سبز رنگ بسته بندی کرده و دور آن را تیر و باد می بندند و به خانه تازه عروسان و نودامادان پیشکش می فرستند . بامداد روز جشن ، کوچک و بزرگ ، این بند را به مچ دست یا تکمه لباس می بندند و تا روز پایان جشن با خود دارند . سپس به دشت یا بام خانه می روند و به یاد آرش بند را باز کرده و با فریاد و هلهله به باد می سپارند .

جشن تیرگان جنبه جهانی به خود گرفته است و در اکثر نقاط جهان نیز هنوز برگزار می شود . شبه قاره هند که از قدیم الایام با ایران روابط بسیار نزدیکی دارد ، چندین قرن است که این جشن شاد ایرانیان را پذیرفته است. از میان فرمانروایان هند ، سلاطین گورکانی علاقه زیادی به برگزاری جشن تیرگان نشان می دادند و در دربار و کشور هند با مراسم خاصی برگزار می شد .

در کشور برمه جشن تیرگان نیز هنوز برگزار می شود . در جنوب فرانسه هر ساله جشت آب پاشان با شرکت پیر و جوان برگزار می گردد .ضمنا این جشن آریایی که از پیش از حضرت مسیح در میان آریایی ها ، خصوصا ایرانیان رواج بسیار داشته است ، هم اکنون در بین ایرانیان ارمنی و دیگر ارامنه جهان مرسوم است و همه ساله آن را در ماه ژوئن که مصادف با تیر ماه ایرانی است بر پا می دارند .

 

                           

 

 

فال کوزه
یکی دیگر از مراسم این جشن مانند بسیاری از جشن­های ایرانی « فال کوزه »(چکُ دولَه) می باشد. روز قبل از جشن تیرگان ، دوشیزه­ ای را برمی­گزینند و کوزه­ی سفالی سبز رنگ دهان گشادی به او می­دهند که « دوله » نام دارد ، او این ظرف را از آب پاکیزه پر می­کند و یک دستمال سبز ابریشمی را بر روی دهانه­ی آن می­اندازد آنگاه دوله را نزد همه­ی کسانی که می­برد که آرزویی در دل دارند و می­خواهند در مراسم چَکُ دولَه شرکت کنند و آن­ها جسم کوچکی مانند انگشتری، گوشواره، سنجاق­سر، سکه یا مانند این­ها در آب دوله می­اندازند. سپس دختر دوله را به زیر درختی همیشه سبز چون سرو یا مورد می­برد و در آنجا می­گذارد. در روز جشن تیرگان و پس از مراسم آبریزان ، همه­ی کسانی که در دوله جسمی انداخته اند و نیت و آرزویی داشتنه اند در جایی گرد هم می­آیند و دوشیزه ، دوله را از زیر درخت به میان جمع می­آورد. در این فال گیری بیشتر بانوان شرکت می­کنند و سال خوردگان با صدایی بلند به نوبت شعرهایی می­خوانند و دختر در چایان هر شعر دست خود را درون دوله می­برد و یکی از چیزها را بیرون می­آورد ، به این ترتیب صاحب آن جسم متوجه می­شود که شعر خوانده شدخ مربوط به نیت ، خواسته و آرزوی او بوده است.

دستبند تیر و بادنمونه ای از دستبند تیر و باد
در آغاز جشن بعد از خوردن شیرینی ، بندی به نام « تیر و باد » که از 7 ریسمان به 7 رنگ متفاوت بافته شده است به دست می بندند و در باد روز از تیرماه ( 9 روز بعد) این بند را باز کرده و در جای بلندی مانند پشت بام به باد می­سپارند تا آرزوها و خواسته هایشان را به عنوان پیام رسان به همراه ببرد. این کار را با خواند شعر زیر انجام می دهند :

تــیــر بــرو بــاد بـیـا       غــم بــرو شـادی بیا
محنت برو روزی بیا      خـوشه­ی مرواری بیا

در باره­ی جشن تیرگان دو روایت وجود دارد که روایت نخست همچنان که در بالا گفته شد مربوط به فرشته باران یا « تیشتر» می باشد و نبرد همیشگی میان نیکی و بدی است :
در اوستا
تشتر یشت ، تیشتر فرشته باران است که در ده روز اول ماه بصورت جوانی پانزده ساله در می آید و در ده روز دوم بصورت گاوی با شاخ­های زرین  و در ده روز سوم بصورت اسبی سپید و زیبا با گوش­های زرین.
تیشتر به شکل اسب زیبای سفید زرین گوشی، با ساز و برگ زرین، به دریای کیهانی فرو رفت. در آنجا با دیو  خشکسالی ( اپوش ) که به شکل اسب سیاهی بود و با گوش و دم سیاه خود ظاهری ترسناک داشت، رو به رو شد. این دو به مدت سه شبانه روز بایکدیگر به نبرد بر خواستند و تیشتر در این نبرد شکست می خورد به نزد خدای بزرگ آمده و از او یاری و مدد می جوید و به خواست و قدرت پروردگار این بار بر اهریمن خشکسالی پیروز می گردد.و آب ها توانستند بی مانع به مزارع و چراگاه ها جاری شوند. باد ابرهای باران زا را که از دریای گیهانی برمی خاستند به این سو و آن سو راند، و باران های زندگی بخش بر هفت اقلیم زمین فرو ریخت و به مناسبت این پیروزی ایرانیان این روز را به جشن می پردازند.


روایت دیگر نیز در باره­ی آرش کمانگیر اسطوره و قهرمان ملی ایرانیان است و اینکه میان ایران و توران سالها جنگ وستیز بود در نبرد میان افراسیاب و منوچهر شاه ایران سپاه ایران شکست سختی می خورد این واقعه در روز اول تیر اتفاق می افتد و در گذشته این روز برای ایرانیان عزای ملی بود ( و جالب است بدانید هنوزم دیدار از خانواده های عزادار در این روز میان زرتشتیان رایج است) سپاه ایران در مازندران به تنگنا می افتد سر انجام دو سوی نبرد به سازش در آمدند و برای آنکه مرز دو کشور مشخص شود و ستیز از میان بر خیزد پذیرفتند از مازندران تیری به جانب خاور پرتاب کنند هر جا تیر فرو آمد همان جا مرز دو کشور باشد و هیچ یک از دو کشور از آن فراتر نروند تا در این گفتگو بودند فرشته زمین اسفندیارمذ پدیدار شد و فرمان داد تیر و کمان آوردند. آرش در میان ایرانیان بزرگترین کماندار بود و به نیروی بی مانندش تیر را دورتر از همه پرتاب می کرد . فرشته زمین به آرش گفت تا کمان بردارد و تیری به جانب خاور پرتاب کند.آرش دانست که پهنای کشور ایران به نیروی بازو و پرش تیر او بسته است و باید توش و توان خود را در این را بگذارد.او خود را آماده کرد برهنه شد و بدن خود را به شاه و سپاهیان نمود و گفت ببینید من تن درستم و گژی در وجودم نیست ولی می دانم چون تیر را از کمان رها کنم همه نیرویم با تیر از بدن بیرون خواهد آمد. آن گاه آرش تیر و کمان را برداشت و بر بلندای کوه دماوند بر آمد و به نیروی خداداد تیر را رها کردو خود بی جان بر زمین افتاد(درود بر روان پاکش).هرمز خدای بزرگ به فرشته باد فرمان داد تا تیر را نگهبان باشد و از آسیب نگه دارد . تیر از بامداد تا نیمروز در آسمان می رفت و از کوه و در و دشت می گذشت تا در کنار رود جیهون بر تنه درخت گردویی که بزرگتر از آن در گیتی نبود ؛نشست .آن جا را مرز ایران و توران جای دادند و هر سال به یاد آن جشن گرفتند .

شهباز

[ سایه عشق و دلدادگی| آرشیو سایه عشق و دلدادگی | ایمیل ]

صفحه اصلی
آرشیو
تماس با نویسنده
:بازدیدها
:آمار وبلاگ


لینک دوستان