۱۳۸٧/٦/۳٠

عشق به وطن

عشق به وطن:

من ایرانیم از نژاد اریایی از نسل کوروش بزرگ / داریوش بزرگ / بابک خرمدین

هر کس ایده ای خاص برای خودش دارد . هر کس تابع یک نوع فرهنگ استولی همه ما ایرانی هستیم و عاشق و فدایی خاک پاک کشور عزیزمان ایران.

چه عشقی بالاتر از عشق به کشور؟ چه افتخاری بالاتر از اینکه با غرور سرمان را بالا بگیریم و بگیم ایرانی هستیم؟ من نه سیاست مدار هستم و نه این وبلاگ سیاسی است و کلا از سیاست بدورم ولی از عشق به وطن هرگز.

عشقی بالاتر از عشق به پدر و مادر / عشقی بالاتر از عشق به جنس مخالف .

دوست عزیزم میگفت چرا بعضیها دم از وطن میزنند ولی به خارج از کشور میروند؟

عجبا !!؟ مگر کسی از کشور خارج شد عاشق کشورش نیست؟ عشق به وطن در قلب و روح ما ایرانیان است . این عشق همان است که شاه اسماعیل صفی با تعداد اندکی از عشایر جلوی تجاوز و حمله دولت عثمانی  به چالدران را گرفت / این عشق همان است که جوان و پیر ما ایرانیان با دست خالی و حداقل تسلیحات مقابل صدام حسین ایستاد و وحشت بر دل بدخواهان این کشور انداخت.

ای ایران ای مرز پرگُهر ای خاکت سرچشمهٔ هنر
دور از تو اندیشهٔ بَدان پاینده مانی تو جاودان
ای دشمن ار تو سنگ خاره ای من آهنم جان من فدای خاک پاک میهنم
مهر تو چون، شد پیشه‌ام دور از تو نیست اندیشه‌ام
در راه تو، کِی ارزشی دارد این جان ما پاینده باد خاک ایران ما
سنگ کوهت درّ و گوهر است خاک دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل کِی برون کنم بَرگو بی مهرِ تو چون کنم
تا گردش جهان و دور آسمان به‌پاست نورِ ایزدی همیشه رهنمای ماست
مهر تو چون، شد پیشه‌ام دور از تو نیست اندیشه‌ام
در راه تو، کِی ارزشی دارد این جان ما پاینده باد خاک ایران ما
ایران ای خرّم بهشت من روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارد به پیکرم جز مهرت در دل نپرورم
از آب و خاک و مهرِ تو سرشته شد گِلم مهر اگر برون رود تهی شود دلم
مهر تو چون، شد پیشه‌ام دور از تو نیست اندیشه‌ام
در راه تو کِی ارزشی دارد این جان ما

پاینده باد خاک ایران ما 

بابک خرمدین:

 

بابک خرم دین

پدر بابک روغن فروشی از مردم مداین بود و چون به آیین مزدکی گراییده بود،

از بیم جان به آذرآبادگان گریخت . در آنجا ، در روستای " بلال آباد " همسر

حامله اش، فرزندی بدنیا آورد که " پاپک" نام گرفت. تازیان او را " بابک" گفتندی

چنانکه " شاپور " را " شابور".


 

تصویری از سربازان اشکانی.


 

 

قسمتی از ماجرای حضوربابک خرم دین در مقابل خلیفه ( معتصم )

چون خلیفه اندر آمد، همگان خم شدند و کرنش کردند جز بابک، که بسان کوهی استوار ایستاده بود. پس از چند گاه خاموشی هراس انگیز، سرانجام خلیفه نشست و به پرخاش گفت:" ای سگ، چرا در جهان فتنه انگیختی؟"بابک خاموش و استوار ایستاده بود و هیچ واکنشی از خود نشان نداد!
معتصم بار دیگر گفت: " ای سگ، با توام !" بابک همچنان استوار و خاموش بود...
در این هنگام " افشین" سر نزدیک گوش بابک کرده و گفت:" وای بر تو ، خلیفه امیرالمؤمنین از تو پرسد و تو خاموشی ؟"

بابک خرم دین

بابک گفت: " منم بابک" ( نام من بابک است )
خلیفه در حالیکه از خشم سرخ شده بود گفت: " ای بابک، تو کاری کردی که هیچکس نکرده بود ، پس اینک تحمل مجازاتی را بکن که هیچکس تا کنونم تحمل نکرده است"
بابک گفت: " پس بزودی تاب مرا خواهی دید" دژخیم وارد شد و سفره ئ خود گسترد ، تن بابک را برهنه کردند و خلیفه دستور داد که دست راستش را از مچ ببرند.
هیچ اثری از درد در سیمای این قهرمان دیده نشد و او گفت : " زهی آسانی "
!
همه ئ تاریخ نویسان نوشته اند که چون دست بابک از پیکرش جدا شد، وی مچ خون آلود خود را به چهره اش مالید و با دست چپ، همه ئ چهره اش را بخون شست.
معتصم گفت: " بپرسید که از چه رو چنین کرد ؟"
از او پرسیدند و گفت:" چون چهره ام از رفتن خون زرد شود، مبادا که پندارند که از ترس بوده است !"

قلعه بابک خرم دین

بابک خرم دین به بازگویی برخی از منابع در بیست سال شورش ۲۵۵۵۰۰ تن از تازیان را کشت و بسیاری از سرکرده های معتصم و مامون را از پای درآورد. در سال ۲۲۰ ه.ق. حیدر بن کاووس و پشت سر وی سردار ترک دیگری بنام بغای و بعد جعفر خیاط و سپس ایتاخ را(با سی میلیون درهم مخارج قشون) روانه کرد و در نهایت افشین پس از ۲ سال کارزار و خدعه و نیرنگ بر بابک دست یافت. این مرد چنان وحشتی در امپراطوری عرب پدید آورد که خواب و خوراک را از خلفای ایشان ربوده بود.

بابک خرم دین دلاور آذرآبادگان

در ضمن بعد از بریدن مچ دست راست بابک دست چپ او ونیز پای اورا اززانو قطع کردندکه دراین هنگام بابک خود رااز پشت به زمین انداخت تا نکند دیگران افتادن اورا به جلودلیل برزانو زدن وافتادن به پای خلیفه بدانند ودر آخر پای چپ وکشتن این دلاورمرد ایرانی ومن هرزمان به این قسمت از داستان میرسم ناخودآگاه اشکم سرازیر می شود نه تنها به خاطر آن دلاور مرد بلکه به این خاطر که چرا ما نتوانستیم راه این دلاورمردان را ادامه دهیم.

عاشقان بابک درراه قلعه بابک

شهباز

[ سایه عشق و دلدادگی| آرشیو سایه عشق و دلدادگی | ایمیل ]

صفحه اصلی
آرشیو
تماس با نویسنده
:بازدیدها
:آمار وبلاگ


لینک دوستان