۱۳۸٤/٢/٢۸

 

شهر فرنگ:

سلام دوستان محترم. نميدونم بعضی از دوستان زمانيکه بچه بودند شهر فرنگ را ديده بودند يا خير. ان موقع که من کودک بودم بعضی وقتها در کوچه امان يکی ميامد و بلند ميگفت :شهر فرنگيه... بچه ها / بزرگترها بياييد ببينيد.من و دوستانم هم ميدويدم سمتش و شهر فرنگی جعبه اهنی داشت که سه تا روزنه داشت و دو تا دستمان را دور روزنه ميگرفتيم و صورتمان را به شيشه روزنه ميچسبانيدم و گوش فرا ميداديم که ان اقا وقتی عکسها را از جلوی چشمان ما عبور ميدهد چه ميگويد. و ما با ديدن ان تصاوير لذت ميبرديم . تصاويری از حيوانات/ مناظر/ هنرپيشه ها و کلا هر عکسی دم دستش ميرسيد نشانمان ميداد و همانند نقالان راجع به عکس سخن ميگفت.
حالا ديگه دوره کامپيوتر / اينترنت است و شهر فرنگ به موزه خاطره ها رفته ولی اگر اجازه دهيد ميخوام شهر فرنگ را بر پا کنم البته در وبلاگ. بياييد با هم ببينيم :
شهر شهر فرنگه/ از همه رنگه. بيا و تماشا کن/ سير و سياحت کن/ اينجا که ميبينی يک شيخ نشين کوچک بنام دوبی است. پر از زرق و برق است / چه ساختمانها و عمارتهای زيبا دارد اينجا/ همه چيز لوکسه اينجا./ تعدادی سرمايه دار ايرانی مقيم امريکا چه سرمايه گذاری کلانی کرده اند اينجا. از همه جا و در کوی و برزن صدای موسيقی بگوش ميرسد. گويی در اين شهر کوچک از غم خبری نيست اينجا........
سرمايه داران و انانيکه پولهای بيشماری خرج کردند ايرانی هستند ولی شيخهای عرب فخر و تکبرشان بالا رفته اينجا. اين اقا را که ميبينيد يک دلال است که در امريکا سکنا دارد و اسمش حميد شب خيز است . او کانال تلويزيونی دارد که در ۲۴ ساعت شبانه روز مرتب از تلويزيونش تبليغ ميکند که اهای مردم بياييد دوبی. بياييد خريد کنيد/ گردش کنيد و غيره
شهر شهر فرنگه از همه رنگه. ان سرمايه گذاران و دلالان توسط عواملی که دارند دختران و زنان کشورمان را گمراه ميکنند و دوبی را بهشت زمين معرفی ميکنند و بخاطر چندر غاز پول انان را به دوبی برده و تحت اختيار شيخهای کثيف دوبی قرار ميدهند تا ان زن و دختر با خود فروشی بساط لذت شيوخ را فراهم سازند....... اين دختری را که ميبينيد بخاطر اينکه پدرش بيمار است و احتياج به پول دارد به دوبی امده و خود فروشی ميکند.اين زرق و برق دوبی طعمه هم ميخواهد. و چه طعمه ای بهتر از دختران و زنان ايرانی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شهر شهر فرنگه از همه رنگه اين اقا را که ميبينيد اسمش ابی است و خواننده است . اين اقا قبل از اينکه جيره خوار سرمايه گذاران/ دلالان/ و شيوخ دوبی شود چقدر زيبا اواز ميخواند. از خليج هميشه فارس ميخواند و با صدای دلنشينش اعلام ميکرد :خليج فارس هميشه خليج فارس است و هميشه بهمين نام ميماند.ولی الان بهش گفتند بيا دوبی کنسرت بگذار پول خوبی هم بهت ميدهيم ولی يک دفعه نکنه ان اواز را بخوانی؟ نکنه اسم ايران و فارس و پارسی را بياری؟و اقای ابی بخاطر پول ميفرمايد که نه تنها در دوبی بلکه در هيچ کجا اين اهنگ را نميخوانم. شيوخ عرب خيالتان راحت باشد .
شهر شهر فرنگه از همه رنگه. ايا بهتر نبود اينهمه سرمايه گذاری برای دوبی ايرانيان انجام دادند در همين کشور خودمان سرمايه گذاری ميکردند ؟ که اقتصاد مملکت خودمان پويا شود نه اقتصاد ان شيخ نشين؟
دو تا از هنرمندان ايرانی مقيم لوس انجلس که از بيکاری و بی پولی رو به دلالان و سرمايه گذران و شيوخ اورده اند مرتب دارند ميگن بياييد در دوبی خانه بخريد/ خانه بخريد اقامت دائم بگيريد و از اين حرفها. بعضی از هموطنانمان گول اين حرفها را خورده و خانه ای که در ان زندگی ميکنند به اضافه اندوخته ای که سالها جمع کردند را درسته در حلقوم ان شيوخ کردند و نه تنها خانه ای در دوبی بدستشان نرسيد هيچ / دست از پا درازتر به کشور برگشتند. زندگيشان هم نابود شد.
منتظر نظرات شما عزيزان هستم. دوست دارم ببينم نظر شما دوست محترم چيه؟
شهباز

[ سایه عشق و دلدادگی| آرشیو سایه عشق و دلدادگی | ایمیل ]

صفحه اصلی
آرشیو
تماس با نویسنده
:بازدیدها
:آمار وبلاگ


لینک دوستان