زنان فرمانروا در ایران:
به پیشنهاد دوست اندیشمندم خانم گل یخ که مطلبی راجع به ابش خاتون حکمران شیراز بنویسم این مطلب خدمتتان عرضه میشود امید دارم توانست باشم تا حدودی حق مطلب را ادا کرده باشم.
ابش خاتون:
«آبش» یا «اِبش خاتون» یک زن ترک بود که در فاصلة سالهای 685- 622 ق در منطقه فارس به پادشاهی دولت سلغریان رسید. اِبش خاتون دختر «سعد دوم» از طرف مادر از نسل حکام قتلق کرمان بود. مادر آبش خاتون بیبیترکان بود، مادربزرگش یاقوت ترکان یکی از چهار دختر براق حاجب بود، کردوچین دختر آبش خاتون با سلطان جلالالدین سیورغاتمیش فرزند قطبالدین محـمد ازدواج نمود (منشی کرمانی، 1328: ص 56).
سلغریان فارس به واسطه این ازدواج با دولت قتلق کرمان رابطه خویشاوندی برقرار نمودند. همزمان با حاکمیت قتلق ترکان در کرمان ترکان خاتون دیگری از اتابکان سلغری به نام آبش خاتون که در همسایگی و خویشاوندی آنها نیز بودند پس از غلبه بر مشکلات داخلی به اداره ایالت فارس منصوب گردید. بدین ترتیب آبش خاتون در سال 662 ق با حکم هلاکو همانند ولیعهدهای ذکور بدون کوچکترین مشکلی به سلطنت رسید و روزهای جمعه به نامش خطبه خوانده شد و سکه ضرب گردید (زرکوب شیرازی، 1350: ص 89).
آبش خاتون به هنگام رسیدن به مقام اتابکی بسیار جوان بود. او پس از یک سال حکومت در فارس به اتفاق خواهرش «سلغم» و مادرش ترکان خاتون به خدمت ایلخانان رسید. در آن زمان آبش خاتون نامزد منگو تیمور پسر هلاکو بود و با او ازدواج نمود. خاتون دومین زن او بود. جهیزیه او به موجب فرمان ایلخان غیر از یک ششم ایالت فارس سالانه هفتاد هزار دینار تعیین گردید (یادداشتهای قزوینی، به نقل از اوچوک، 1374: ص220)[18]. در واقع، وصلتی که بین مغولان و دختران حکام تابع صورت میگرفت، راهی برای خویشاوندی و تصاحب ایالتهای با ارزش دنیای اسلام بود.
آبش خاتون جهت تایید حکومتش از فارس به اتفاق مادرش ترکان خاتون پیش ایلخانان وقت یعنی احمد تکودار رفت و با سفارش و حمایت «طاش منگو» با خزاین فراوان جلب مساعدت تکودار را فراهم کرده و با درخواست وی جهت اتابکی موافقت شد.
بدین ترتیب آبش خاتون با دبدبه و کبکبه تمام وارد شیراز شد و تخت پادشاهی پدر و پدربزرگ را تصاحب نمود. اهالی شیراز و از جمله قضات و صاحبان املاک از وی استقبال گرمی کردند.
آبش خاتون به محض استقرار در شیراز خواجه نظامالدین را به وزارت برگزید. او که یک فرد محلی بود با رضایت مردم برای اداره امور فارس انتخاب شد و زمینة آرامش و رفاه مردم را فراهم آورد. با روی کار آمدن ارغون در سال 683 ق اداره فارس به «سید عمادالدین ابویعلی» واگذار گردید و طرفداران آبش خاتون به مقابله با وی پرداختند، او را کشته و در گودالی انداختند. خبر این اتفاقات به ارغون رسید و او بدون قبول هیچ عذری آبش خاتون و اطرافیانش را به تبریز فرستاد. آبش خاتون چون عروس هلاکو بود، از محاکمه و مجازات نجات یافت؛ ولی اطرافیانش به انواع مختلف مجازاتها محکوم شدند. در نهایت آبش خاتون در اثر ناراحتیهای زیاد در تبریز بیمار شد و پس از 22 ـ 23 سال حکومت در سال 685 ق در محله چرنداب تبریز که ییلاق اردوی مغولان بود، چشم از جهان فرو بست (زرکوب شیرازی، 1350: ص 96).
آبش خاتون در محله چرنداب براساس رسم مغولان با شراب و زیورآلات طلا و نقرهاش به خاک سپرده شد؛ ولی مدت زیادی در این محل باقی نماند و به سرزمین خودش شیراز برده شد و در مدرسه عضدیه که به وسیله مادرش ترکان خاتون به نام «عضدالدین محمد» احداث نموده بود، دفن گردید (خوافی، 1341: ج 2، ص 357). پس از آبش خاتون حاکمیت سلغریان در فارس برچیده شد.

اتوسا:
آتوسا (۵۵۰ تا ۴۷۵ پیش از میلاد مسیح) از شهبانوهای ایران بود. وی دختر کورش کبیر، و خواهر خوانده کمبوجیه، و همسر دو پادشاه هخامنشی کمبوجیه و داریوش یکم، و مادر خشایار شاه بود.
آتوسا احتمالاً قبل از به قدرت رسیدن خشایارشاه مرده بود، ولی هرودت اعتقاد دارد که او در زمان حکومات خشایار شاه، زنده بوده است.
آتوسا زن آسمانی و زمینی ایران قدیم
آتوسا دختر کورش کبیر و همسر دو پادشاه هخامنشی کمبوجیه و داریوش یکم و مادر خشایار شاه برجسته ترین زن در تاریخ ایران قدیم است.
در ایران قدیم ازدواج خواهر و برادر مرسوم بود و علت آن هم نگه داشتن ثروت در خانواده سلطنتی بود. هوتوسا کیانی و آتوسا هخامنشی نخستین کسانی هستند که با خویشاوندان خود ازدواج کردهاند. هوتوسا علاقه مند به ازدواج با گشتاسب بود. با او ازدواج کرد و چندین فرزند به دنیا آورد. او اولین شخصی بود که به دین زرتشت گروید. زرتشت ادعا کرد که هوتوسا به آیین مزدیسنا گرویدهاست. سپس هوتوسا از شوهر خود گشتاسب درخواست کرد که دین زرتشت را بپذیرد. از این پس دین زرتشت به طور رسمی پذیرفته شد. از اینجا هوتوسای افسانهای به عنوان یک زن سیاسی و با نفوذ و با قدرت معرفی شد. از آن پس به خاطر احترام به وی پارسیان نام او را بر دختران خود میگذاشتند. از میان آن دختران مهم تر از همه آتوسا دختر کورش بود. خواهر و همسر اردشیر دوم و همسر اردشیر سوم زنان دیگری هستند که آتوسا نام داشتند.
زندگی سیاسی آتوسای هخامنشی
پس از آناهیتا او دومین کسی بود که لقب بانو که یک عنوان مذهبی بود، گرفت. زیرا اینچنین لقبی کمتر به ملکهها داده میشد. آشیلوس نمایشنامه نویس قرن پنجم پیش از میلاد در یکی از نمایشنامههای خود تحت عنوان «ایرانیان» که اختصاص به جنگ خشایار شاه با یونانیان دارد از آتوسا به عنوان بانوی بانوان یاد میکند. آتوسا خواندن و نوشتن را به خوبی میدانست، و نقش تصمیم گیرنده در آموزش خود و دیگر درباریان داشت. کمبوجیه عاشق خواهر خود آتوسا شد و مغهای زرتشتی را جمع کرد و از آنها خواست که این ازدواج را برای او قانونی کنند. پس از درگذشت کمبوجیه در راه بازگشت از مصر، داریوش یکم با آتوسا ازدواج میکند. این ازدواج چند دلیل داشتهاست:
ازدواج با آتوسا که از سلاله هخامنشی بود حکومت او را قانونی جلوه میداد.
از آنجا که آتوسا باهوش، با فرهنگ، با قدرت و تفکر سیاسی بود در موقع لزوم کمک خوبی برای داریوش شاه به حساب میآمد.
از آنجا که آتوسا زنی جاهطلب و قدرتطلب بود از طریق این وصلت میتوانست به آرزوهای خود جامه عمل بپوشاند.
هرودوت میگوید آتوسا از قدرت فوقالعادهای برخوردار بود و در دوره جنگ با یونان که به توصیه او انجام شده بود، داریوش یکم همواره از نصیحتهای او بهره میجست. او حتی علاقمند بود که در میدان کارزار نیز شوهرش را همراهی کند. هرودوت از قول آتوسا نقل میکند که به داریوش شاه گفته
چرا نشستهای و عازم جنگ نمیشوی و سرزمینهای دیگر را تسخیر نمیکنی پادشاهی به جوانی و ثروتمندی تو شایستهاست که عازم جنگ شود و به پیروزیهایی نایل شود تا به ایرانیان ثابت شود مرد قابلی بر آنها حکمرانی میکند.
اگر گفته هرودوت اغراقآمیز هم باشد باز هم بیانگر نفوذ آتوسا بر شوهرش است. گفته شدهاست که آتوسا به خوبی از اوضاع فرهنگی زمان خود اگاه بود، و از حضور یونانیان و دیگر ملیتها به دربار بسیار بهره میبرد.
آتوسا از صلب داریوش شاه دارای چهار فرزند شد، که بزرگترین آنها خشایار شاه بود. اما آتوسا همسر اول داریوش یکم نبود، و داریوش از همسر اولش دارای پسرانی بود که همگی از خشایارشاه بزرگتر بودند. مطابق قانون سلطنت پسر بزرگ شاه پس از او به سلطنت میرسید. اما آتوسا آن قدر بر شوهر خود نفوذ داشت که توانست خشایار شاه را پس از داریوش به سلطنت برساند.
در زمان سلطنت خشایار شاه آتوسا به عنوان مادر پادشاه در امور دولت دخالت میکرد. آشیلوس در نمایشنامه خود همواره از او به عنوان بانوی بانوان یاد میکردهاست. میتوان گفت که در نمایشنامه آشیلوس پس از خشایار، آتوسا بیشترین نقش را بازی میکند.
از زمان مرگ او هیچ اطلاعی در دست نیست. تنها میدانیم تا زمانی که خشایار از جنگ یونان بر میگردد زنده بودهاست. احتمالاً آرامگاه او در کنار آرامگاه داریوش کبیر در نقش رستم قرار دارد.
آتوسا در کتب ادبی
آتوسا، یکی از شخصیت های کلیدی در شاهکار گور ویدال، یعنی کتاب آفرینش است. اعتبار این کتایب در بحث درباره چگونگی به سلطنت زسیدن داریوش بزرگ است.
.jpg)
.jpg)